هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، انتظار و تأثیر زمان میپردازد. شاعر از عناصری مانند زلف، شب، شمس، نقوش دیبا و سرو برای بیان احساسات خود استفاده میکند و در نهایت به اهمیت پیروی از مردان خدا و مبارزه با نفس اماره اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۱۴۲ - گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
در میان من و دیدار تو یک شبگیری است ۱
این نه شمس است که هر روز تکاپو دارد
بلکه بگریخته از دست فنا نخجیری است ۲
نقش دیبا نه پی زیب قبا بافته اند
بلکه هر نقش در او پنچهٔ دامنگیری است ۳
طرفه جایی است جهان هر که در او می آید
تا در او هست پی کار و پی تدبیری است ۴
چنگ در دامن شام و سحر و صبح بزن
منتظر باش که در هر نفسی تأثیر است ۵
هر چه در مدح قدش گفته شود کوتاه است
سرو از ترکش آن سخت کمان یک تیری است ۶
دو قدم در پی یک مرد خدا راست نرفت
نفس اماره سعیدا چه عجب بی پیری است ۷
در میان من و دیدار تو یک شبگیری است ۱
این نه شمس است که هر روز تکاپو دارد
بلکه بگریخته از دست فنا نخجیری است ۲
نقش دیبا نه پی زیب قبا بافته اند
بلکه هر نقش در او پنچهٔ دامنگیری است ۳
طرفه جایی است جهان هر که در او می آید
تا در او هست پی کار و پی تدبیری است ۴
چنگ در دامن شام و سحر و صبح بزن
منتظر باش که در هر نفسی تأثیر است ۵
هر چه در مدح قدش گفته شود کوتاه است
سرو از ترکش آن سخت کمان یک تیری است ۶
دو قدم در پی یک مرد خدا راست نرفت
نفس اماره سعیدا چه عجب بی پیری است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.