هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعات عشق، فداکاری، جستجوی معنوی و تقدیر می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوقی دور از دسترس سخن می‌گوید که مانند خورشید، دیدنش طاقت‌فرساست. در این راه، تنها فداکردن جان چاره‌ای برای عاشقان نیست. همچنین، به مفاهیمی مانند تقدیر، مرگ، و جستجوی حقیقت اشاره می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی اشارات به مرگ و تقدیر ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۱۶۷ - عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست

عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
همچو خورشیدش کسی را طاقت نظاره نیست ۱

در بهای یک نگاهش دین و دل دارد طمع
غیر جان دادن در این راه مفلسان را چاره نیست ۲

شیر می نوشد ز پستان اجل طفل دلیر
در نظر تابوت، مردان را بجز گهواره نیست ۳

کی رسد در دامن مطلب بجز دست خیال؟
ای زلیخا یوسف معنی گریبان پاره نیست ۴

دل ز خویَش گر کَنی لیکن به رویش چون کنی؟
می توانی کرد این را چاره آن را چاره نیست ۵

یا ز پا می افکند یا دست می گیرد جهان
دایهٔ این دور، خونخوار است اگر غمخواره نیست ۶

هر که گم گردد در این صحرا به مطلب می رسد
خضر این وادی سعیدا جز دل آواره نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.