هوش مصنوعی:
این شعر از سعیدا بیانگر احساسات عمیق انسانی مانند ناامیدی، غم، بیپناهی و ناتوانی در برابر تقدیر است. شاعر از نبودن راه حل برای مشکلاتش مینالد و از بیعدالتیهای جهان شکایت میکند. او احساس میکند که در دنیایی بیرحم گرفتار شده و هیچ کس به درد دل مفلسان گوش نمیدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است بر روحیهی نوجوانان تأثیر منفی بگذارد.
شماره ۱۶۸ - منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
از حال دل چه شکوه کنم بی خبر که نیست ۱
حرف از دهان او چه زنم راه حرف کو
بر آن میان چه دست توان زد کمر که نیست ۲
افتاده ام چو مرغ کبابی در این دیار
عزم کدام شهر کنم بال و پر که نیست ۳
شادی روا نداشت ولی چون کند فلک
در کارخانه اش غم از این بیشتر که نیست ۴
یک تیر آه خسته دلان کارگر نشد
بر جان کاسه پشت فلک بی سپر که نیست ۵
گردون کجا قبول کند حرف مفلسان
در خانهٔ بخیل گدا معتبر که نیست ۶
شیرین کند کلام سعیدا مذاق دل
چون خامهٔ نی قلمش بی شکر که نیست ۷
از حال دل چه شکوه کنم بی خبر که نیست ۱
حرف از دهان او چه زنم راه حرف کو
بر آن میان چه دست توان زد کمر که نیست ۲
افتاده ام چو مرغ کبابی در این دیار
عزم کدام شهر کنم بال و پر که نیست ۳
شادی روا نداشت ولی چون کند فلک
در کارخانه اش غم از این بیشتر که نیست ۴
یک تیر آه خسته دلان کارگر نشد
بر جان کاسه پشت فلک بی سپر که نیست ۵
گردون کجا قبول کند حرف مفلسان
در خانهٔ بخیل گدا معتبر که نیست ۶
شیرین کند کلام سعیدا مذاق دل
چون خامهٔ نی قلمش بی شکر که نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - نیست روزی که این منادی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.