هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیباییهای عشق و دشواریهای آن میپردازد. با استفاده از استعارههای زیبا مانند زلف یار، مهتاب، و دریا، شاعر بیان میکند که عشق حقیقی نیازمند صبر، تلاش و فداکاری است و رسیدن به کمال و آرامش در عشق کار آسانی نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و تلاش برای رسیدن به عشق واقعی نیازمند تجربه و بلوغ فکری است.
شماره ۱۸۳ - در شکنج زلف او دل تاب نتواند گرفت
در شکنج زلف او دل تاب نتواند گرفت
چون کتان، کام از شب مهتاب نتواند گرفت ۱
کی لب شیرین کند کار نگاه تلخ را
جای می را گر دهد جان آب نتواند گرفت ۲
کام از کامل عیاران یافتن آسان مدان
کس دمی آب از گل سیراب نتواند گرفت ۳
بی ریاضت کی ملایم می شود طبع ثقیل
نرم خویی را کس از سنجاب نتواند گرفت ۴
بحر همت سعیدا چرخ را آمد به جوش
کاسه ای دارد که یک کف آب نتواند گرفت ۵
چون کتان، کام از شب مهتاب نتواند گرفت ۱
کی لب شیرین کند کار نگاه تلخ را
جای می را گر دهد جان آب نتواند گرفت ۲
کام از کامل عیاران یافتن آسان مدان
کس دمی آب از گل سیراب نتواند گرفت ۳
بی ریاضت کی ملایم می شود طبع ثقیل
نرم خویی را کس از سنجاب نتواند گرفت ۴
بحر همت سعیدا چرخ را آمد به جوش
کاسه ای دارد که یک کف آب نتواند گرفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - ما را نمود روی وز ما رونما گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.