هوش مصنوعی: این شعر از زبان شاعری است که از ناتوانی خود در برابر معشوقه‌ای بلندپایه و نازک‌خیال سخن می‌گوید. او از تهمت‌های ناروا، نگاه کوتاه خود، و ناتوانی در برابر نازهای معشوق شکایت دارد و در نهایت به فقر و نیاز خود اشاره می‌کند که تنها با رشد معنویت کامل می‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۲۱۳ - به آن برچیده دامان تهمت خونم کجا افتد

به آن برچیده دامان تهمت خونم کجا افتد
نسازد دست رنگین گر به پای او حنا افتد ۱

چه سازم با چنان بالابلندی عشوه پردازی
که در دیدن ز کوتاهی نگاهم پیش پا افتد ۲

ز استغنا کشم در زیر دامن پای رغبت را
به پشت پای من گر سایهٔ بال هما افتد ۳

چسان کس می تواند دید آن نازک خیالی را
که از خود می رود چون در دلش فکر حیا افتد ۴

که را طاقت که گیرد دامن پیراهن نازی
که در هر یک گره صد ناز بر بند قبا افتد ۵

نهال فقر آن گه می شود کامل که چون معنی
سعیدا در جهان بالش از نشو و نما افتد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - شیخ گر از سنت و فرضانه می یابد مراد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - سعیدا از شکست سنگ اثر در مومیا افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.