هوش مصنوعی: متن بالا بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از ترس از دست دادن معشوق، درد فراق، و ارزش والای عشق سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند کمال، نقصان، و تحول معنوی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۲۱۷ - نگریم بعد از این ترسم که دل خون جگر گردد

نگریم بعد از این ترسم که دل خون جگر گردد
نسوزم سینه را داغش مبادا چشم تر گردد ۱

ز خورشید جمالش نیست باکم بیم از آن دارم
که خط پیدا شود بر آن رخ و دور قمر گردد ۲

به خاک آن کف پا روی خود می مالم و شادم
که مس بر کیمیا چون برخورد البته زر گردد ۳

چه کم دارد که دارد خانه زادی همچو زلف خود
که گه بر پایش افتد گه به قربان کمر گردد ۴

به این قدر گران ای ناز با کاکل چه می پیچی
گذار این سر به پا افکنده را بر گرد سر گردد ۵

هوا خاکسترش را باز در پرواز می آرد
مدان پروانه بعد از سوختن بی بال و پر گردد ۶

کمال خود سعیدا دیدن نقصان خود باشد
اگر بینا شوی بر عیب خود عیبت هنر گردد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - هر که را راه سخن وا شده موسی گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - عارف چو جهان سرکش مغرور نگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.