خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به مفاهیم عرفانی و اخلاقی مانند درویشی، تغییرات دنیا، عدم تظاهر، و ارزشهای انسانی مانند صداقت و عشق میپردازد. شاعر بر اهمیت درونگرایی، ترک خودنمایی، و پذیرش فقر معنوی تأکید دارد و از تغییرات پیوسته جهان و رفتارهای سطحی انسانها انتقاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از انتقادهای اجتماعی مطرحشده ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۳۲ - در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
خوشا آن کس که نم در چشم و آهی در جگر دارد ۱
طریق خودنمایی نیست در آیین درویشی
کلاه فقر را پوشد کسی کاو ترک سر دارد ۲
جهان را هر زمان تغییر اوضاع است در باطن
که دریا در حقیقت هر نفس موج دگر دارد ۳
کسی از چاپلوسی دلنشین ما نمی گردد
که در مجلس مگس هم دست بر بالای سر دارد ۴
تو را در دل هزار امید و گویی طالب اویم
برو ای مرغ زیرک عاشقی کار دگر دارد ۵
ز بس اهل جهان فکر حیات خویشتن دارند
غم مردن سعیدا بهر مردم بیشتر دارد ۶
خوشا آن کس که نم در چشم و آهی در جگر دارد ۱
طریق خودنمایی نیست در آیین درویشی
کلاه فقر را پوشد کسی کاو ترک سر دارد ۲
جهان را هر زمان تغییر اوضاع است در باطن
که دریا در حقیقت هر نفس موج دگر دارد ۳
کسی از چاپلوسی دلنشین ما نمی گردد
که در مجلس مگس هم دست بر بالای سر دارد ۴
تو را در دل هزار امید و گویی طالب اویم
برو ای مرغ زیرک عاشقی کار دگر دارد ۵
ز بس اهل جهان فکر حیات خویشتن دارند
غم مردن سعیدا بهر مردم بیشتر دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - کسی ز سر میانش کجا خبر دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - کی دیدهٔ تر دارد سوزی که جگر دارد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.