هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج هجران، ناپایداری دنیا، و ارزش سادهزیستی و عرفان در مقابل علم رسمی میپردازد. شاعر از می و میکده به عنوان نمادهایی از عرفان و حقیقتجویی یاد میکند و عقل رسمی را در مقابل عشق و شهود قرار میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مینوشی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
شماره ۲۳۱ - کسی ز سر میانش کجا خبر دارد
کسی ز سر میانش کجا خبر دارد
به غیر بهله که دستی در آن کمر دارد ۱
اگرچه تا حرم وصل کعبه راه خوشی است
ولی ز میکده عارف ره دگر دارد ۲
مرا بجز می هجران دگر نصیب مباد
که عاقبت قدح وصل دردسر دارد ۳
شفا مجو ز مطول ز علم فقه ملاف
که درس عشق معانی مختصر دارد ۴
به آب خضر و به قرص مسیح خنده زند
هر آن کسی که لب خشم و چشم تر دارد ۵
حباب خانهٔ خود را به موج می سپرد
کله به باد دهد آن که ترک سر دارد ۶
سکندر آینه دید و ندید عیبش را
که از برای چه اندوه بحر و بر دارد ۷
ز قبله رو به قفا کرده سجده می آرد
کسی که گوشهٔ محراب در نظر دارد ۸
ز بحر و بر گذرد دل ز جام جم گیرد
کسی که آینهٔ صاف در نظر دارد ۹
ز دست عقل سعیدا به باده برد پناه
که او به قول نبی از بلا خطر دارد ۱۰
به غیر بهله که دستی در آن کمر دارد ۱
اگرچه تا حرم وصل کعبه راه خوشی است
ولی ز میکده عارف ره دگر دارد ۲
مرا بجز می هجران دگر نصیب مباد
که عاقبت قدح وصل دردسر دارد ۳
شفا مجو ز مطول ز علم فقه ملاف
که درس عشق معانی مختصر دارد ۴
به آب خضر و به قرص مسیح خنده زند
هر آن کسی که لب خشم و چشم تر دارد ۵
حباب خانهٔ خود را به موج می سپرد
کله به باد دهد آن که ترک سر دارد ۶
سکندر آینه دید و ندید عیبش را
که از برای چه اندوه بحر و بر دارد ۷
ز قبله رو به قفا کرده سجده می آرد
کسی که گوشهٔ محراب در نظر دارد ۸
ز بحر و بر گذرد دل ز جام جم گیرد
کسی که آینهٔ صاف در نظر دارد ۹
ز دست عقل سعیدا به باده برد پناه
که او به قول نبی از بلا خطر دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - ساغر از گردش ادوار چه پروا دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.