هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان ناامیدی، خرابی و بی‌تدبیری در جهان می‌پردازد. شاعر از ویرانی‌های زندگی، بی‌قدرتی انسان در برابر تقدیر، و ناتوانی در تعمیر خرابی‌ها سخن می‌گوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، مستی، رندی و جنون نیز اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و رندی ممکن است برای سنین پایین‌تر نامناسب باشد.

شماره ۲۴۰ - عالم ز خرابی سر تدبیر ندارد

عالم ز خرابی سر تدبیر ندارد
این حرف پریشان شده تعبیر ندارد ۱

از بسکه اساسش ز ته کار خراب است
ویرانهٔ ما طاقت تعمیر ندارد ۲

ابروی تو خوش سخت کمانی است که چون او
در معرکهٔ حادثه تقدیر ندارد ۳

شب روز چسان کرد به این سرد دمی صبح
این تازه جوان گر نفس پیر ندارد ۴

آهی به کف آرید که کاری نتواند
مردی که در این معرکه شمشیر ندارد ۵

ای آینه خوش باش که چو عکس جمالش
مانی به طربخانهٔ تصویر ندارد ۶

رندی که کشد باده و مستی کند افشا
از پیر مغان رخصت تکبیر ندارد ۷

در شرع جنون هر چه دلت خواست میندیش
کاین قاضی ما حکم به تکفیر ندارد ۸

مست است ز بس محتسب از دیدن چشمت
مستان تو را طاقت تعذیر ندارد ۹

احوال جهان را ز سعیدا تو چه پرسی
این خواب گران حاجت تعبیر ندارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - طفل است یار و چشمش با ما نظر ندارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - گرچه دورم ز نظر، کی نظر از من دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.