هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، صبر و رضا در برابر تقدیر، و دوری از ریا و تظاهر میپردازد. شاعر از جذبههای عشق، دشواریهای زندگی، و نیاز به توکل به خدا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند و مناسب سنین بالاتر هستند.
شماره ۲۵۹ - کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
تا تو هستی به میان، هیچ صفا نتوان کرد ۱
جذبهٔ عشق چنان کرده سبک روح مرا
که تنم را ز پر کاه جدا نتوان کرد ۲
می توان از دو جهان بهر خدا بگذشتن
ترک نظارهٔ خوبان جهان نتوان کرد ۳
دایه چون کرد جدا لعل تو را از پستان؟
که به صنعت شکر از شیر جدا نتوان کرد ۴
باغبان گر فلک و اهل جهان سیاره اند
می توان خاک شد و نشو و نما نتوان کرد ۵
از برای دم آب و لب نان با مردم
می توان مرد و مدارا و ریا نتوان کرد ۶
وجد و رقص و طرب و سجده و قربان گشتن
گر [نمایی] تو مرا روی [چها] نتوان کرد ۷
گرچه رفتم به خطا در طلب مشک خطت
بازگشتم که دگرباره خطا نتوان کرد ۸
دست می باید و طالع که سعیدا برسد
ورنه کار از مدد آه رسا نتوان کرد ۹
تا تو هستی به میان، هیچ صفا نتوان کرد ۱
جذبهٔ عشق چنان کرده سبک روح مرا
که تنم را ز پر کاه جدا نتوان کرد ۲
می توان از دو جهان بهر خدا بگذشتن
ترک نظارهٔ خوبان جهان نتوان کرد ۳
دایه چون کرد جدا لعل تو را از پستان؟
که به صنعت شکر از شیر جدا نتوان کرد ۴
باغبان گر فلک و اهل جهان سیاره اند
می توان خاک شد و نشو و نما نتوان کرد ۵
از برای دم آب و لب نان با مردم
می توان مرد و مدارا و ریا نتوان کرد ۶
وجد و رقص و طرب و سجده و قربان گشتن
گر [نمایی] تو مرا روی [چها] نتوان کرد ۷
گرچه رفتم به خطا در طلب مشک خطت
بازگشتم که دگرباره خطا نتوان کرد ۸
دست می باید و طالع که سعیدا برسد
ورنه کار از مدد آه رسا نتوان کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۸ - داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۰ - خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.