خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از سعدی بیانگر ناپایداری دنیا، بی‌اعتمادی به دیگران، و ضرورت توکل به خداوند است. شاعر از ناتوانی انسان در کنترل امور زندگی، بی‌ثباتی روابط انسانی، و اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۶۰ - خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد

خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
خواب در راه کاروان نتوان کرد ۱

چه بنا مانده ای به جد و به اب
تکیه بر تل استخوان نتوان کرد ۲

بسکه نازک فتاده طبع لطیفش
بوسه ای ز آن دهان گمان نتوان کرد ۳

نیست جز او کسی و دادم از اوست
ستم از او به او بیان نتوان کرد ۴

سخن خلق بر زبان نتوان راند
آتشین لقمه در دهان نتوان کرد ۵

خود چو کوهی و حیرتی دارم
کمر از مو ز مو میان نتوان کرد ۶

قشر بی مغز کس ندیده به عالم
هیچ کس را به [به بد گمان] نتوان کرد ۷

نفی خود کن گرت هوای وجود است
که ثبوتش بغیر آن نتوان کرد ۸

زاهدا رخت خویش بند ز مسجد
هیچ سودی در این دکان نتوان کرد ۹

دلبری دارم و چه چاره کنم
که به تدبیر، مهربان نتوان کرد ۱۰

در جهان طرح عیش نیست سعیدا
بر هوا رسم خانمان نتوان کرد ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۳۰۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.