هوش مصنوعی:
این شعر از عشق ناکام و دردهای روحی سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، ناتوانی در رسیدن به آرزوها و رنجهای بیدرمان مینالد. همچنین، اشارهای به بیفایده بودن همنشینی با افراد ناپخته دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهی عمیق و دردهای عاطفی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است با روحیات آنان سازگار نباشد.
شماره ۲۷۳ - تا چون نیم به لب، لب جانان نمی رسد
تا چون نیم به لب، لب جانان نمی رسد
آوازه ای به گوش من از جان نمی رسد ۱
باری است اوفتاده حمایل به گردنم
این دست تا به دامن خوبان نمی رسد ۲
هم صحبتان پخته طلب کن که چون کباب
جز سوختن ز صحبت خامان نمی رسد ۳
ما را چه احتیاج به دارالشفای دل
دردی است درد ما که به درمان نمی رسد ۴
از دست کوتهی است سعیدا اشارتی
تا دامنی که چاک گریبان نمی رسد ۵
آوازه ای به گوش من از جان نمی رسد ۱
باری است اوفتاده حمایل به گردنم
این دست تا به دامن خوبان نمی رسد ۲
هم صحبتان پخته طلب کن که چون کباب
جز سوختن ز صحبت خامان نمی رسد ۳
ما را چه احتیاج به دارالشفای دل
دردی است درد ما که به درمان نمی رسد ۴
از دست کوتهی است سعیدا اشارتی
تا دامنی که چاک گریبان نمی رسد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.