خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق ناکام و دردهای روحی سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، ناتوانی در رسیدن به آرزوها و رنجهای بیدرمان مینالد. همچنین، اشارهای به بیفایده بودن همنشینی با افراد ناپخته دارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهی عمیق و دردهای عاطفی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است با روحیات آنان سازگار نباشد.
شماره ۲۷۳ - تا چون نیم به لب، لب جانان نمی رسد
تا چون نیم به لب، لب جانان نمی رسد
آوازه ای به گوش من از جان نمی رسد ۱
باری است اوفتاده حمایل به گردنم
این دست تا به دامن خوبان نمی رسد ۲
هم صحبتان پخته طلب کن که چون کباب
جز سوختن ز صحبت خامان نمی رسد ۳
ما را چه احتیاج به دارالشفای دل
دردی است درد ما که به درمان نمی رسد ۴
از دست کوتهی است سعیدا اشارتی
تا دامنی که چاک گریبان نمی رسد ۵
آوازه ای به گوش من از جان نمی رسد ۱
باری است اوفتاده حمایل به گردنم
این دست تا به دامن خوبان نمی رسد ۲
هم صحبتان پخته طلب کن که چون کباب
جز سوختن ز صحبت خامان نمی رسد ۳
ما را چه احتیاج به دارالشفای دل
دردی است درد ما که به درمان نمی رسد ۴
از دست کوتهی است سعیدا اشارتی
تا دامنی که چاک گریبان نمی رسد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.