هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، فنا، ناامیدی از دنیا، و ارتباط با خدا می‌پردازد. شاعر از ناآشنایی با خود، جفای دنیا، و ارزش خاکساری سخن می‌گوید و در نهایت، آرامش را در همراهی با خدا می‌یابد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیه‌وتحلیل، به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی از دنیا و فنا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۲۷۴ - خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد

خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
غبار جادهٔ کویش به چشمم توتیا باشد ۱

دلا از ناتوانی دل مزن در جادهٔ مقصد
مگر سنگ ره مطلوب سنگ کهربا باشد ۲

چه غم از انقلاب دور عارف را که می داند
غبار حادثات چرخ، گرد آسیا باشد ۳

ز عقبا هم گذشتم بسکه از دنیا جفا دیدم
که عقبا هم مبادا همچو دنیا بی وفا باشد ۴

توان شد هم عنان عشق تا کوی فنا امشب
اگر چون شمع، سیل اشک با ما رهنما باشد ۵

نه بردارند دست از دامن افتادگی هرگز
اگر دانند مردم خاکساری کیمیا باشد ۶

سرور غافل از الوان نعمت هاست در عالم
که ذوق کودکان در عید از رنگ حنا باشد ۷

نه خوف غرق گشتن دارد و نی بیم سرگشتن
خوشا آن کس که در این بحر خونین با خدا باشد ۸

سعیدا آشنای ما تواند شد کسی یک دم
که چون ما در طریق ما به خود ناآشنا باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۳ - تا چون نیم به لب، لب جانان نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۵ - رخ زرد عشقبازان چمن و بهار باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.