هوش مصنوعی:
این شعر به ناپایداری زندگی و سرنوشت مشترک همه انسانها، از جمله روشندلان، مفلسان، و پادشاهان میپردازد. همه، بدون توجه به جایگاه اجتماعی، در نهایت از این جهان میروند. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، وحدت، و گذر زمان اشاره دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، مانند ناپایداری زندگی و مرگ، برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده (مانند «روشندلان»، «مفلسان»، «مستان») ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۲۰ - روشندلان که آخر دم از جهان روند
روشندلان که آخر دم از جهان روند
گردند خود دلیل و چو شمع از میان روند ۱
هر چند مفلسان سبک آیند در نظر
لیکن ز سنگ تفرقه از جا گران روند ۲
وقتی شوند تشنهٔ دیدار هم که خلق
از جوی روزگار، چو آب روان روند ۳
جوشند و می کشند و برآیند از چمن
مستان چو باده تا سر خم کف زنان روند ۴
آن غنچه مشربان که به سامان نشسته اند
روزی شود چو گل که به باد خزان روند ۵
در عالم فنا چه گدا و چه پادشاه
آخر از این دیار چنین و چنان روند ۶
مردان راه عشق سعیدا ز خویشتن
از خویش هست تا اثری از میان روند ۷
گردند خود دلیل و چو شمع از میان روند ۱
هر چند مفلسان سبک آیند در نظر
لیکن ز سنگ تفرقه از جا گران روند ۲
وقتی شوند تشنهٔ دیدار هم که خلق
از جوی روزگار، چو آب روان روند ۳
جوشند و می کشند و برآیند از چمن
مستان چو باده تا سر خم کف زنان روند ۴
آن غنچه مشربان که به سامان نشسته اند
روزی شود چو گل که به باد خزان روند ۵
در عالم فنا چه گدا و چه پادشاه
آخر از این دیار چنین و چنان روند ۶
مردان راه عشق سعیدا ز خویشتن
از خویش هست تا اثری از میان روند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می کنند
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - هر آن صید کز دام غافل نشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.