خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که دربارهی مفاهیمی مانند غفلت، قناعت، لطف خداوند، نصیحت، و ارزش فقر و سادگی سخن میگوید. شاعر از خطرات غفلت و عجز میگوید و بر اهمیت لطف الهی و دوری از تکبر تأکید دارد. همچنین، به تأثیر دردناک نصیحت ناخواسته و ارزش زندگی ساده و بیآلایش اشاره میکند.
مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی موجود در این شعر برای درک و تجزیهوتحلیل، به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود. همچنین، برخی از مضامین مانند قناعت و فقر ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۳۲۱ - هر آن صید کز دام غافل نشیند
هر آن صید کز دام غافل نشیند
گرفتار در دست قاتل نشیند ۱
کریم از ره لطف برخیزد از جای
بر آن در که از عجز، سائل نشیند ۲
بوده بادهٔ صاف و بی غش نصیبش
چو خم هر که در بزم کامل نشیند ۳
نصیحت بود گرچه شیرین چو شکر
ولی بدتر از تیر در دل نشیند ۴
پریشان شدم در میان و ندیدم
کسی کاو به جمعیت دل نشیند ۵
سعیدا خوشا حال آن فقر و خواهش
که برخیزد از تخت و در گل نشیند ۶
گرفتار در دست قاتل نشیند ۱
کریم از ره لطف برخیزد از جای
بر آن در که از عجز، سائل نشیند ۲
بوده بادهٔ صاف و بی غش نصیبش
چو خم هر که در بزم کامل نشیند ۳
نصیحت بود گرچه شیرین چو شکر
ولی بدتر از تیر در دل نشیند ۴
پریشان شدم در میان و ندیدم
کسی کاو به جمعیت دل نشیند ۵
سعیدا خوشا حال آن فقر و خواهش
که برخیزد از تخت و در گل نشیند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - روشندلان که آخر دم از جهان روند
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.