هوش مصنوعی:
این متن شعری است که دربارهٔ هشیاری و بیداری از فتنه، جستجوی یار مناسب، رهایی از تعلقات دنیوی، و هشدار دربارهٔ ظواهر فریبنده سخن میگوید. شاعر از رنگ تعلق نپذیرفتن دل، صبر و حوصله، و خطر تبدیل شدن سبحه به زنار (نمادهای متضاد) هشدار میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اخلاقی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲۷ - چشم او را نگذارید که هشیار شود
چشم او را نگذارید که هشیار شود
فتنه را مصلحت آن نیست که بیدار شود ۱
یار گیرم که نمودار شود کو چشمی
که به یک مرتبه شایستهٔ دیدار شود ۲
دل ما رنگ تعلق نپذیرد هرگز
که ز تمثال کی آیینه گرانبار شود؟ ۳
صدف حوصلهٔ ما نشود پر هرگز
گر همه دیدهٔ ما ابر گهربار شود ۴
سبحه در دست سعیدا مدهید ای زهاد
که مبادا رود و رشتهٔ زنار شود ۵
فتنه را مصلحت آن نیست که بیدار شود ۱
یار گیرم که نمودار شود کو چشمی
که به یک مرتبه شایستهٔ دیدار شود ۲
دل ما رنگ تعلق نپذیرد هرگز
که ز تمثال کی آیینه گرانبار شود؟ ۳
صدف حوصلهٔ ما نشود پر هرگز
گر همه دیدهٔ ما ابر گهربار شود ۴
سبحه در دست سعیدا مدهید ای زهاد
که مبادا رود و رشتهٔ زنار شود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - خانهٔ نفس من خراب شود
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - هر بتی قبله نمای دل دانا نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.