خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که دربارهٔ هشیاری و بیداری از فتنه، جستجوی یار مناسب، رهایی از تعلقات دنیوی، و هشدار دربارهٔ ظواهر فریبنده سخن میگوید. شاعر از رنگ تعلق نپذیرفتن دل، صبر و حوصله، و خطر تبدیل شدن سبحه به زنار (نمادهای متضاد) هشدار میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اخلاقی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲۷ - چشم او را نگذارید که هشیار شود
چشم او را نگذارید که هشیار شود
فتنه را مصلحت آن نیست که بیدار شود ۱
یار گیرم که نمودار شود کو چشمی
که به یک مرتبه شایستهٔ دیدار شود ۲
دل ما رنگ تعلق نپذیرد هرگز
که ز تمثال کی آیینه گرانبار شود؟ ۳
صدف حوصلهٔ ما نشود پر هرگز
گر همه دیدهٔ ما ابر گهربار شود ۴
سبحه در دست سعیدا مدهید ای زهاد
که مبادا رود و رشتهٔ زنار شود ۵
فتنه را مصلحت آن نیست که بیدار شود ۱
یار گیرم که نمودار شود کو چشمی
که به یک مرتبه شایستهٔ دیدار شود ۲
دل ما رنگ تعلق نپذیرد هرگز
که ز تمثال کی آیینه گرانبار شود؟ ۳
صدف حوصلهٔ ما نشود پر هرگز
گر همه دیدهٔ ما ابر گهربار شود ۴
سبحه در دست سعیدا مدهید ای زهاد
که مبادا رود و رشتهٔ زنار شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - خانهٔ نفس من خراب شود
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - هر بتی قبله نمای دل دانا نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.