خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، جستجوی معنوی، و تناقضات زندگی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند مستی عرفانی، غفلت، وعظ بیمعنی، و محبت الهی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند شمع و پروانه، گوهر یکدانه، و دیوانگی، عمق احساسات و تفکرات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۳۴۲ - دلا گنج روانی سوی این ویرانه می آید
دلا گنج روانی سوی این ویرانه می آید
نمی دانم چه در دل دارد آن مستانه می آید ۱
دو عالم مدعی در پیش و پس جانانه می آید
نمی دانم چرا آن آشنا بیگانه می آید ۲
تجلی طور را از رفتن موسی نمایان شد
فزون گردد جلای شمع چون پروانه می آید ۳
مرا غفلت دوبالا می شود از وعظ بی معنی
که خواب اکثر گران از گفتن افسانه می آید ۴
اگر در فکر توحیدی به دریای محبت شو
که از این بحر دایم گوهر یکدانه می آید ۵
رجوع اهل عالم با سعیدا نیست از دانش
که طفلان جمع می آیند چون دیوانه می آید ۶
نمی دانم چه در دل دارد آن مستانه می آید ۱
دو عالم مدعی در پیش و پس جانانه می آید
نمی دانم چرا آن آشنا بیگانه می آید ۲
تجلی طور را از رفتن موسی نمایان شد
فزون گردد جلای شمع چون پروانه می آید ۳
مرا غفلت دوبالا می شود از وعظ بی معنی
که خواب اکثر گران از گفتن افسانه می آید ۴
اگر در فکر توحیدی به دریای محبت شو
که از این بحر دایم گوهر یکدانه می آید ۵
رجوع اهل عالم با سعیدا نیست از دانش
که طفلان جمع می آیند چون دیوانه می آید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۱ - نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۳ - کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.