هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از نگاه مست و فتنهانگیز معشوق، درد عشق و ظلمتدیدهگان آن، و نبود غمخواری جز خود سخن میگوید. همچنین، از عیاری و پیچیدگی معشوق و دیوارهای اجل در مسیر زندگی یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ظلمتدیدهگان عشق و اجل نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۴۳ - کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
آسمان جز فتنهٔ چشم تو بیداری ندید ۱
او چه داند حال ظلمت دیدگان عشق را
در جهان غیر از نگاه خود ستمکاری ندید ۲
تا به لب آمد غم دل از برای غمخوری
لیک غیر از خویشتن بر خویش غمخواری ندید ۳
گاه در پایت فتد گه در کمر پیچد تو را
کس به دور عارضت چون زلف، عیاری ندید ۴
از برای امتحان هر سو که دل گردیده است
جز اجل در پیش روی خویش دیواری ندید ۵
می کشد شرمندگی آخر سعیدا هر که او
غیر گفتار عبث از خویش کرداری ندید ۶
آسمان جز فتنهٔ چشم تو بیداری ندید ۱
او چه داند حال ظلمت دیدگان عشق را
در جهان غیر از نگاه خود ستمکاری ندید ۲
تا به لب آمد غم دل از برای غمخوری
لیک غیر از خویشتن بر خویش غمخواری ندید ۳
گاه در پایت فتد گه در کمر پیچد تو را
کس به دور عارضت چون زلف، عیاری ندید ۴
از برای امتحان هر سو که دل گردیده است
جز اجل در پیش روی خویش دیواری ندید ۵
می کشد شرمندگی آخر سعیدا هر که او
غیر گفتار عبث از خویش کرداری ندید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - دلا گنج روانی سوی این ویرانه می آید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.