خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از قلندر سخن میگوید که در و دیوار و حتی آینه، همه یادآور جمال معشوق ازلی هستند. قلندر در این متن، شخصیتی اسرارآمیز دارد که بین ایمان و کفر در نوسان است و کسی از اسرار او آگاه نیست. شاعر اشاره میکند که قلندر فراتر از محدودیتهای جغرافیایی و دینی است و اشعار او از عرش خبر میدهد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، اشارات به مفاهیمی مانند ملحد و گبر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۸ - در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
یادم دهد از روی تو دیدار قلندر ۱
از پردهٔ ناموس [برآیی] چو بنوشی
یک جرعه از آن ساغر سرشار قلندر ۲
در آینه هم عکس جمال تو کند سیر
خودبین نبود دیدهٔ بیدار قلندر ۳
گه مؤمن و گه ملحد و گه گبر نماید
کس را خبری نیست ز اسرار قلندر ۴
این کار نمی داند و از بی خبران است
هر کس کند اقرار به انکار قلندر ۵
از مشرق و مغرب ز سعیدا تو چه پرسی
از عرش خبر می دهد اشعار قلندر ۶
یادم دهد از روی تو دیدار قلندر ۱
از پردهٔ ناموس [برآیی] چو بنوشی
یک جرعه از آن ساغر سرشار قلندر ۲
در آینه هم عکس جمال تو کند سیر
خودبین نبود دیدهٔ بیدار قلندر ۳
گه مؤمن و گه ملحد و گه گبر نماید
کس را خبری نیست ز اسرار قلندر ۴
این کار نمی داند و از بی خبران است
هر کس کند اقرار به انکار قلندر ۵
از مشرق و مغرب ز سعیدا تو چه پرسی
از عرش خبر می دهد اشعار قلندر ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۷ - چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
گوهر بعدی:شماره ۳۵۹ - نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.