هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات عشق، تقدیر، پیری، و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از عشقی نافرجام، گذشت زمان، و تغییرناپذیری برخی حقایق زندگی سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند ریا، تقدیر، و مقاومت در برابر تغییر اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به ناامیدی و تقدیر نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۶۹ - به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز

به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
که کمان گر شکند تیر نگردد هرگز ۱

آن که دل بست به آن حلقهٔ گیسوی، دگر
خون دل نوشد و دلگیر نگردد هرگز ۲

شب بی شام عشا تا سحرش یک سال است
روز روزی به کفان دیگر نگردد هرگز ۳

آن که در فکر خم زلف بود مجنون است
عاقلی از پی زنجیر نگردد هرگز ۴

غافل از بار گنه روی دگرگون نکند
رنگ بر چهرهٔ تصویر نگردد هرگز ۵

به بناگوش تو می بس نتواند آمد
صبح از خون شفق پیر نگردد هرگز ۶

شام تا صبح به یک آه رسا ساز که ماه
بدر بی محنت شبگیر نگردد هرگز ۷

شعلهٔ عشق به پیری ننشیند از جا
کاین حرارت به تباشیر نگردد هرگز ۸

زاهدا شیوهٔ گردون به ریا برپا نیست
آسیا آب به تزویر نگردد هرگز ۹

رحم در سینهٔ آن شوخ نمی باشد هیچ
آب در جوهر شمشیر نگردد هرگز ۱۰

طبعم از فهم سخن عجز پذیرا نشود
از بریدن دم شمشیر نگردد هرگز ۱۱

دست در دامن تقدیر سعیدا زده ایم
کار ما راست به تدبیر نگردد هرگز ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶۸ - خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
گوهر بعدی:شماره ۳۷۰ - عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.