هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق ناکام، ناشناختگی و بیخبری از عواطف انسانی سخن میگوید. شاعر از نرسیدن به معشوق، بیخبری از عشق و رنجهای عاشقی شکایت دارد و از بیعدالتی و ستم در جهان نیز گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی و ستم نیاز به درک عمیقتری از زندگی و احساسات انسانی دارد.
شماره ۳۷۳ - نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
نرسیده است لب او به لب جام هنوز ۱
چشم احسان نتوان داشت از آن بدخویی
که نداند گل چشم از گل بادام هنوز ۲
با وجودی که نیاسوده دمی از گردش
نشده ابلق گردون به کسی رام هنوز ۳
هر کجا بود دلی کرد نظر بستهٔ دام
با وجودی که ندارد خبر از دام هنوز ۴
می دهد چشم مرا هر نفسی دلداری
نیست او را خبر از مردم بدنام هنوز ۵
بی خبر بود که در حلقهٔ آن زلف تپید
می کند شرم دلم از نگه دام هنوز ۶
در گلستان پی آشفتن گل می گردد
می دهد یاد به سرو چمن اندام هنوز ۷
در طریق ستم از خانه براندازان است
آفتابش نرسیده به لب بام هنوز ۸
چه شود گر به سعیدا نظر از لطف کنی
نیست این غمزده شایستهٔ انعام هنوز؟ ۹
نرسیده است لب او به لب جام هنوز ۱
چشم احسان نتوان داشت از آن بدخویی
که نداند گل چشم از گل بادام هنوز ۲
با وجودی که نیاسوده دمی از گردش
نشده ابلق گردون به کسی رام هنوز ۳
هر کجا بود دلی کرد نظر بستهٔ دام
با وجودی که ندارد خبر از دام هنوز ۴
می دهد چشم مرا هر نفسی دلداری
نیست او را خبر از مردم بدنام هنوز ۵
بی خبر بود که در حلقهٔ آن زلف تپید
می کند شرم دلم از نگه دام هنوز ۶
در گلستان پی آشفتن گل می گردد
می دهد یاد به سرو چمن اندام هنوز ۷
در طریق ستم از خانه براندازان است
آفتابش نرسیده به لب بام هنوز ۸
چه شود گر به سعیدا نظر از لطف کنی
نیست این غمزده شایستهٔ انعام هنوز؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۲ - مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
گوهر بعدی:شماره ۳۷۴ - غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.