هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دلبستگی و عشق عمیق خود به معشوق سخن میگوید و جهان را بیارزش در برابر عشق او میداند. او از درد فراق و بیقراری دلش مینالد و معشوق را با توصیفات زیبا مانند آفتاب و گلرویی میستاید. در پایان، شاعر از حق میخواهد که یارش را نگهدارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۹۳ - چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
که سیم ناسره آمد جهان به بازارش ۱
نشان کوی کسی را دلم طلب دارد
که آفتاب بود پشت و روی دیوارش ۲
دلی که بی الم روزگار باشد نیست
فلک به چرخ درآمد ز داغ بسیارش ۳
چه گویم از گل رویی که نرگس چشمش
به سایهٔ مژه سازد ز خواب بیدارش ۴
میان این همه اهل نظر سعیدا یار
نگاه جانب ما داشت حق نگهدارش ۵
که سیم ناسره آمد جهان به بازارش ۱
نشان کوی کسی را دلم طلب دارد
که آفتاب بود پشت و روی دیوارش ۲
دلی که بی الم روزگار باشد نیست
فلک به چرخ درآمد ز داغ بسیارش ۳
چه گویم از گل رویی که نرگس چشمش
به سایهٔ مژه سازد ز خواب بیدارش ۴
میان این همه اهل نظر سعیدا یار
نگاه جانب ما داشت حق نگهدارش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۲ - ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
گوهر بعدی:شماره ۳۹۴ - اگر چون خضر می بخشند جان را بر شهیدانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.