هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه به توصیف زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند گلگون رخسار، زلف سیاه، و غمزه‌های معشوق برای بیان عشق و شیفتگی خود استفاده می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند دیوانگی عاقلانه و تسلیم در برابر عشق وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

شماره ۳۹۸ - خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش

خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
نخواندم لیکن از انداز پی بردم به مضمونش ۱

مدان آسان طریق خانهٔ دیوانه ای عاقل
که می آید برون از عهدهٔ یک بر مجنونش؟ ۲

سیه ماری است زلف او که در تدبیر تسخیرش
بسی کردم نه جادو می کند کار و نه افسونش ۳

نشد تار مخالف راست با من چرخ را هرگز
که او بد می نوازد من نمی رقصم به قانونش ۴

کند یک سرمه دانش کار صد مینای پر می را
چو سازد با شراب غمزه زهر چشم افیونش ۵

بلای قامتش کی می رسد با فتنهٔ چشمش
برابر کی شود روز قیامت با شبیخونش؟ ۶

شرابم می دهد تسکین خاطر در غم آن لب
سعیدا می پرستم کرد آخر لعل میگونش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - یک قامت بلند به هر می کشیدنش
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.