هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری از هوش و خیر خود سخن میگوید، از زندگی پر از نامرادی و تلاش برای رسیدن به مراد خود مینالد. او به اشتباهات خود در حکومت بر وجودش اشاره میکند و بیان میکند که هرگز به مقصد نرسیده است. همچنین، تشبیه خورشید به روی مخاطب را اشتباه میداند و از ادامه جهاد خود علیرغم صلح با جهان میگوید. در نهایت، او به اعتقاد خود به نیکی هر آنچه یار سعید انجام میدهد اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بیداد کردم' و 'جهاد خویش' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای مخاطبان جوانتر داشته باشد.
شماره ۴۰۱ - هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
بی یاد او مباد بیابم به یاد خویش ۱
دایم به نامرادی خود زیست کرده ام
تا یافتم ز حضرت عزت مراد خویش ۲
در عهد [پادشاهی] ملک وجود خود
بیداد کردم و نرسیدم به داد خویش ۳
هرگز به آن نشانهٔ مقصد نمی رسی
داری چو تیر تا کجیی در نهاد خویش ۴
خورشید را به روی تو تشبیه کرده ایم
ما سهو کرده ایم در این اجتهاد خویش ۵
با آن که صلح با دو جهان کرده ایم ما
فارغ نگشته ایم هنوز از جهاد خویش ۶
با ما هر آنچه یار سعیدا کند نکوست
ما را گمان بد نبود ز اعتقاد خویش ۷
بی یاد او مباد بیابم به یاد خویش ۱
دایم به نامرادی خود زیست کرده ام
تا یافتم ز حضرت عزت مراد خویش ۲
در عهد [پادشاهی] ملک وجود خود
بیداد کردم و نرسیدم به داد خویش ۳
هرگز به آن نشانهٔ مقصد نمی رسی
داری چو تیر تا کجیی در نهاد خویش ۴
خورشید را به روی تو تشبیه کرده ایم
ما سهو کرده ایم در این اجتهاد خویش ۵
با آن که صلح با دو جهان کرده ایم ما
فارغ نگشته ایم هنوز از جهاد خویش ۶
با ما هر آنچه یار سعیدا کند نکوست
ما را گمان بد نبود ز اعتقاد خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.