خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر مفاهیم عشق، فناپذیری انسان و تأثیر عشق بر زندگی و مرگ است. شاعر از عشق به محبوب و سوختن در این راه سخن میگوید و اشاره میکند که حتی در لحظه مرگ نیز عشق به محبوب حضور دارد. همچنین، انتقادی به رفتارهای ناپسند انسانها مانند تقلید کورکورانه دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مرگ و مفاهیم فلسفی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۴۲۰ - بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
خوش نباشد بی می و محبوب رفتن سیر باغ ۱
در محبت هر که گردد گرم سوزد جان ما
خویش را پروانه زد بر شمع ما را کرد داغ ۲
وقت مردن ما به بوی زلف او جان داده ایم
زان سبب آشفته می گردد ز خاک ما دماغ ۳
آدمی با این فراست قابلیت را سزاست
مردهٔ خود را به خاک انداخت از تعلیم زاغ ۴
خواستم تا پخته سازم ای سعیدا کار را
سوختم از خامی خود من در این سودا دماغ ۵
خوش نباشد بی می و محبوب رفتن سیر باغ ۱
در محبت هر که گردد گرم سوزد جان ما
خویش را پروانه زد بر شمع ما را کرد داغ ۲
وقت مردن ما به بوی زلف او جان داده ایم
زان سبب آشفته می گردد ز خاک ما دماغ ۳
آدمی با این فراست قابلیت را سزاست
مردهٔ خود را به خاک انداخت از تعلیم زاغ ۴
خواستم تا پخته سازم ای سعیدا کار را
سوختم از خامی خود من در این سودا دماغ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۹ - نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
گوهر بعدی:شماره ۴۲۱ - پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.