هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر از بی‌وفایی گل و دل‌بستگی خود به باغ سخن می‌گوید، قد و روی معشوق را به سرو و گل تشبیه می‌کند و از مستی نرگس‌های چشم او یاد می‌کند. در پایان نیز به خلق و مروت معشوق اشاره کرده و می‌گوید کسی که وسعت میدان خلق را بگردد، دیگر در میان مردم آرامش نخواهد یافت.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استعاره‌های ادبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و ترکیبات به کار رفته در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

شماره ۴۱۹ - نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ

نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
فتیله ای است که آتش گذاشتم به چراغ ۱

نشین به سایهٔ مژگان و [سرفرازی] کن
ز چشم خویش در آیینه تازه دار دماغ ۲

ز عندلیب شنیدیم بی وفایی گل
نه آن قدر که کشد دل دگر به گوشهٔ باغ ۳

نظر به سایهٔ مژگان فتاد و دانستم
که سایه بان رخ خویش [کرده ای] پر زاغ ۴

ز قد و روی تو بوده است سرو و گل را آب
ز چشم مست تو نرگس گرفته است ایاغ ۵

نشان خلق و مروت تو از که می پرسی
زمانه ای که بر خود نمی دهند سراغ ۶

کسی که وسعت میدان خلق را گردید
میان خلق سعیدا دگر ندید فراغ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۸ - ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوع
گوهر بعدی:شماره ۴۲۰ - بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.