این متن شعری است که به توصیف عشق و ویژگیهای آن میپردازد. عشق در این شعر به عنوان نیرویی فراگیر و الهی تصویر شده است که از هر قید و بندی آزاد است و در همه چیز حضور دارد. شاعر از عناصر طبیعت مانند آفتاب، آسمان و گلها برای بیان قدرت و زیبایی عشق استفاده میکند. همچنین، عشق به عنوان عاملی توصیف شده که در دلها رقصی برپا میکند و در همه چیز نشو و نما دارد. در نهایت، شاعر به رمز و راز عشق اشاره میکند که کسی از اسرار آن آگاه نیست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای عمیق نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۴۲۸ - چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشق
که به هر گردش دل رو به خدا دارد عشق ۱
آفتاب چو رخ ماه جبینی همراه
آسمان چون خم زلف تو دو تا دارد عشق ۲
ما که آشفته تریم از گل صد برگ دگر
شورش بیهده ای بر سر ما دارد عشق ۳
در دل مردمک دیدهٔ مورش رقصی است
بر سر هر مژه ای نشو و نما دارد عشق ۴
تا به معشوق چه زنجیر و چه زلف و کاکل
پس ز اثبات نسب سلسله ها دارد عشق ۵
عشق، شب باز و فلک پردهٔ عالم شب تار
کس چه داند که در این پرده چها دارد عشق؟ ۶
خانهٔ ناز سعیدا دل درویشان است
چشم بر کاسه و بر دست گدا دارد عشق ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.