هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به زیباییهای طبیعت، عشق، و دردهای روحی میپردازد. شاعر از بادهٔ گلگون و لعل سخن میگوید که نماد عشق و رنج است. همچنین، به پاکی دل و دیدهٔ غمناک اشاره میکند و بیان میدارد که فهم عمیق نیازمند تجربهٔ رنج است. در ادامه، از فراق و راه پرخطر عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیازمند بلوغ فکری و تجربهی زندگی است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فراق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۳۵ - دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
لعلی است که کردند برون از جگر خاک ۱
جز پاک نیندیشد و جز پاک نبیند
در هر که بود دیدهٔ غمناک و دل پاک ۲
صد شیوه به هر چشم زدن باز نماید
دلگیر نگردد کس از آن چشم غضبناک ۳
بی خون جگر فهم سخن را نتوان کرد
هر چند که دلسوز بود شعلهٔ ادراک ۴
آویخته صد حلقهٔ جان بر سر هر مو
دل در چه شمار است در آن حلقهٔ فتراک ۵
صحرای فراق و ره آن کوی سعیدا
دشتی است بلا خیز و طریقی است خطرناک ۶
لعلی است که کردند برون از جگر خاک ۱
جز پاک نیندیشد و جز پاک نبیند
در هر که بود دیدهٔ غمناک و دل پاک ۲
صد شیوه به هر چشم زدن باز نماید
دلگیر نگردد کس از آن چشم غضبناک ۳
بی خون جگر فهم سخن را نتوان کرد
هر چند که دلسوز بود شعلهٔ ادراک ۴
آویخته صد حلقهٔ جان بر سر هر مو
دل در چه شمار است در آن حلقهٔ فتراک ۵
صحرای فراق و ره آن کوی سعیدا
دشتی است بلا خیز و طریقی است خطرناک ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.