هوش مصنوعی:
این متن عرفانی بیانگر تجربههای روحانی و عشق الهی است. شاعر از دیدن خداوند و ارتباط عمیق با او سخن میگوید، از عشق بیچون و بیمانندش میسراید و از سیر در عالم معنا و دریافت حقایق غیبی حکایت میکند. او هر آنچه را که در دیوان قضا نوشته شده، موزون و زیبا میبیند و در دیدار با حقیقت، خود را گم کرده و به وجد میآید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۶۱ - ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
چون تو می گویی بگویم با تو بیچون دیده ام ۱
دست از دامان گلگونش نخواهم داشتن
نشئه ها از پرتو آن روی گلگون دیده ام ۲
در دل خود کرده ام سیر سواد اعظمی
آن سویدا خانه را در بر مجنون دیده ام ۳
خوانده ام مضمون دیوان قضا را بارها
هرچه آمد در نظر مصراع موزون دیده ام ۴
خیرگی می کرد چشم از دیدن دیدار غیب
در میان هر گه سعیدا خویش را چون دیده ام ۵
چون تو می گویی بگویم با تو بیچون دیده ام ۱
دست از دامان گلگونش نخواهم داشتن
نشئه ها از پرتو آن روی گلگون دیده ام ۲
در دل خود کرده ام سیر سواد اعظمی
آن سویدا خانه را در بر مجنون دیده ام ۳
خوانده ام مضمون دیوان قضا را بارها
هرچه آمد در نظر مصراع موزون دیده ام ۴
خیرگی می کرد چشم از دیدن دیدار غیب
در میان هر گه سعیدا خویش را چون دیده ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۰ - ندیده کسی آنچه من دیده ام
گوهر بعدی:شماره ۴۶۲ - برون می آورد از دل کدورت را می نابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.