هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از جدایی و سختیهای عشق میگوید، اما با وجود همه تلخیها، به جوهر ذاتی خود وفادار میماند. او از وابستگی به معشوق و تأثیرات آن بر روح و روان خود سخن میگوید و در نهایت، عبودیت و حضور دل در محضر معشوق را تنها راه نجات میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر نیاز به درک و تجربه عاطفی بیشتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بالای 16 سال یافت میشود. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۶۲ - برون می آورد از دل کدورت را می نابم
برون می آورد از دل کدورت را می نابم
تدارک می کند تلخی هجران را شکر خوابم ۱
من از آن جوهر ذاتی که دارم کم نمی گردم
چه شد چون تیغ، گردون گر در آتش می دهد آبم ۲
به زلفش گر ندارم نسبتی خود از چه رو طالع
گهی دارد پریشان گه مشوش گاه بیتابم ۳
اگر بادم برد پیچیده خواهد برد خاکم را
وگر سیلم برد می افکند در دست گردابم ۴
اگر تیغم زنی بر سر چو کوه از جا نمی جنبم
چو یوسف می روم گر افکنی در چاه سیمابم ۵
سعیدا جز حضور دل عبودیت نمی دانم
از آن روزی که شد ابروی جانان طاق محرابم ۶
تدارک می کند تلخی هجران را شکر خوابم ۱
من از آن جوهر ذاتی که دارم کم نمی گردم
چه شد چون تیغ، گردون گر در آتش می دهد آبم ۲
به زلفش گر ندارم نسبتی خود از چه رو طالع
گهی دارد پریشان گه مشوش گاه بیتابم ۳
اگر بادم برد پیچیده خواهد برد خاکم را
وگر سیلم برد می افکند در دست گردابم ۴
اگر تیغم زنی بر سر چو کوه از جا نمی جنبم
چو یوسف می روم گر افکنی در چاه سیمابم ۵
سعیدا جز حضور دل عبودیت نمی دانم
از آن روزی که شد ابروی جانان طاق محرابم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۱ - ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
گوهر بعدی:شماره ۴۶۳ - خود گدایم گرچه یار هر گدایی نیستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.