هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، انتظار و جدایی از خود و یار خود سخن میگوید. او با تصاویری مانند تشنگی، دریا، ابر و اشک، حالت درونی خود را بیان میکند و از دوری از خویشتن و انتظار کشیدن برای بازگشت به خود میگوید. همچنین، اشارهای به عشق و دلبستگی به معشوق دارد که او را بهعنوان بخشی از خود میبیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جدایی از خود و انتظار ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال ناملموس باشد.
شماره ۴۷۳ - به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
همیشه میل کش چشم اعتبار خودم ۱
اگرچه تشنه لبم دیده بحر استغناست
چو آب می روم عمر در کنار خودم ۲
چنان ز خویش برون رفته ام که شد عمری
نشسته ام شب و روز و در انتظار خودم ۳
ز بیم آه جگرسوز خویشتن دایم
چو ابر منتظر چشم اشکبار خودم ۴
گرفته عقل به دست اختیار من زان ره
همیشه در پی بگسستن مهار خودم ۵
از آن زمان که تو را عین خویشتن دیدم
دگر چو آهوی چشم بتان شکار خودم ۶
ز فکر رفته سعیدا هوای سیر وطن
از آن زمان که غریب دیار یار خودم ۷
همیشه میل کش چشم اعتبار خودم ۱
اگرچه تشنه لبم دیده بحر استغناست
چو آب می روم عمر در کنار خودم ۲
چنان ز خویش برون رفته ام که شد عمری
نشسته ام شب و روز و در انتظار خودم ۳
ز بیم آه جگرسوز خویشتن دایم
چو ابر منتظر چشم اشکبار خودم ۴
گرفته عقل به دست اختیار من زان ره
همیشه در پی بگسستن مهار خودم ۵
از آن زمان که تو را عین خویشتن دیدم
دگر چو آهوی چشم بتان شکار خودم ۶
ز فکر رفته سعیدا هوای سیر وطن
از آن زمان که غریب دیار یار خودم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۲ - منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۴ - همچو گرداب در قفای خودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.