هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس انزوا، رنج و تجربههای سخت زندگی است. شاعر از دوری از اجتماع، تحمل دردها و مشقات زندگی، و جستجوی آرامش در میان طبیعت سخن میگوید. همچنین اشارهای به گذر زمان و تجربیات گذشته دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند رنج و انزوا نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۵۰۹ - عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
صحت شدیم تا که ز صحبت بریده ایم ۱
غافل مشو ز چشم حوادث که در دمی
همچون نگه ز دیدهٔ بینا بریده ایم ۲
هر موج خیز گریهٔ ما بحر خون بود
با نوح، این تلاطم طوفان ندیده ایم ۳
آیینه جام باده و تخت است تخته پوست
ما قصهٔ سکندر و دارا شنیده ایم ۴
در آرزوی خانهٔ آن خانمان خراب
هر کوچه ای که بود به عالم دویده ایم ۵
بد می رسد به گوش، صدای گرفت و گیر
تا از میان خلق چو آهو رمیده ایم ۶
جز خال دانه ای نبود آرزوی ما
در سبزه زار سنبل و ریحان چریده ایم ۷
کردیم گریه گر دم آبی رسیده است
خون خورده ایم تا لب نانی گزیده ایم ۸
خواهی ز طول عمر سعیدا خبر شوی
چون مغربی گذشته و صبحی دمیده ایم ۹
صحت شدیم تا که ز صحبت بریده ایم ۱
غافل مشو ز چشم حوادث که در دمی
همچون نگه ز دیدهٔ بینا بریده ایم ۲
هر موج خیز گریهٔ ما بحر خون بود
با نوح، این تلاطم طوفان ندیده ایم ۳
آیینه جام باده و تخت است تخته پوست
ما قصهٔ سکندر و دارا شنیده ایم ۴
در آرزوی خانهٔ آن خانمان خراب
هر کوچه ای که بود به عالم دویده ایم ۵
بد می رسد به گوش، صدای گرفت و گیر
تا از میان خلق چو آهو رمیده ایم ۶
جز خال دانه ای نبود آرزوی ما
در سبزه زار سنبل و ریحان چریده ایم ۷
کردیم گریه گر دم آبی رسیده است
خون خورده ایم تا لب نانی گزیده ایم ۸
خواهی ز طول عمر سعیدا خبر شوی
چون مغربی گذشته و صبحی دمیده ایم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۸ - عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
گوهر بعدی:شماره ۵۱۰ - اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.