هوش مصنوعی: این شعر از سعیدا بیانگر نادیده گرفتن حقایق و زیبایی‌های اطراف ماست. شاعر از غفلت انسان در برابر واقعیت‌های زندگی، عشق و دوستی می‌گوید و اشاره می‌کند که ما بسیاری از چیزها را نمی‌بینیم یا نمی‌خواهیم ببینیم. همچنین، انتقادی به دنیای مادی و بت‌پرستی زمانه دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تمثیل‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

شماره ۵۰۸ - عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم

عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
این مرغ زیر بال و پر است و ندیده ایم ۱

غافل نشسته ایم ز شمشیر باز دهر
گویا به پیش رو سپر است و ندیده ایم ۲

از بس خیال روی تو حیرت فزوده است
چون نور دیده در نظر است و ندیده ایم ۳

ما را حدیث دوست به دست فراق داد
خوش وعده ها که در خبر است و ندیده ایم ۴

آن کس که دست بر سر همیان نهاده است
در زیر بار تا کمر است و ندیده ایم ۵

چون مردم دو چشم در این تکیه گاه، یار
با ما همیشه سر به سر است و ندیده ایم ۶

گردیده ایم جمله ولی روی یار را
از مهر برهنه تر است و ندیده ایم ۷

سوی بت زمانه سعیدا به سهو هم
تا گردنش در آب زر است و ندیده ایم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۰۷ - نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۹ - عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.