هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر از جذابیتهای معشوق، درد فراق و عشق بیقرار خود میگوید و از ناتوانی در توصیف کمالات معشوق سخن میراند. همچنین، او از تسلیم شدن در برابر این عشق و آزمونهای سخت آن صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و عرفانی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تسلیم شدن در عشق و درد فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۴۵ - به دل ها ناوک انداز است دایم ابروان تو
به دل ها ناوک انداز است دایم ابروان تو
جدا هرگز ندیدم تیر مژگان از کمان تو ۱
به غیر از خویش رفتن چارهٔ دیگر نمی بینم
که باشد بی نشانی یک نشانی از نشان تو ۲
اگرچه پیش از این نشنیده بودم زان دهان حرفی
دهانی کرده اند امروز مردم از زبان تو ۳
فلک کی می تواند شرح الوان نعم کردن
که یک پیچی است و اگر دیده از دستار خوان تو ۴
معانی را ز جیب غیب با این پاک دامانی
کشیده در طلسم صورتش سحر بیان تو ۵
تو را در خواب می دیدم که خورشید آمدم بر سر
گشودم چشم و از بی طاقتی کردم گمان تو ۶
بجز اقلیم ملک دل نمی تازد دگر جایی
که غیر از دل نمی گنجد غم صاحبقران تو ۷
نباشد خاطر جمعی سراسر در جهان کس را
نروید جز گل آشفتگی در بوستان تو ۸
مذاقم را به انده دایه می پرورد و می گفتم
نشیند لذت غم تا به مغز استخوان تو ۹
بیا و کافرم کن وانگهان زن تیغ بر فرقم
گذشتم از سر ایمان و جان خود، به جان تو ۱۰
نه در وصلت قرار و نی به هجرت صبر و تمکینی
سعیدا کرده ام در هر دو حالت امتحان تو ۱۱
جدا هرگز ندیدم تیر مژگان از کمان تو ۱
به غیر از خویش رفتن چارهٔ دیگر نمی بینم
که باشد بی نشانی یک نشانی از نشان تو ۲
اگرچه پیش از این نشنیده بودم زان دهان حرفی
دهانی کرده اند امروز مردم از زبان تو ۳
فلک کی می تواند شرح الوان نعم کردن
که یک پیچی است و اگر دیده از دستار خوان تو ۴
معانی را ز جیب غیب با این پاک دامانی
کشیده در طلسم صورتش سحر بیان تو ۵
تو را در خواب می دیدم که خورشید آمدم بر سر
گشودم چشم و از بی طاقتی کردم گمان تو ۶
بجز اقلیم ملک دل نمی تازد دگر جایی
که غیر از دل نمی گنجد غم صاحبقران تو ۷
نباشد خاطر جمعی سراسر در جهان کس را
نروید جز گل آشفتگی در بوستان تو ۸
مذاقم را به انده دایه می پرورد و می گفتم
نشیند لذت غم تا به مغز استخوان تو ۹
بیا و کافرم کن وانگهان زن تیغ بر فرقم
گذشتم از سر ایمان و جان خود، به جان تو ۱۰
نه در وصلت قرار و نی به هجرت صبر و تمکینی
سعیدا کرده ام در هر دو حالت امتحان تو ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۴ - به بحر شور زده غوطه آب نیل از تو
گوهر بعدی:شماره ۵۴۶ - صلح و صفا بود مرا جنگ تو و جفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.