هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد و از احساسات خود در قبال او سخن میگوید. او از بلندقامتی معشوق، زیبایی چشمان و موهایش یاد میکند و از ترس تیر مژگانش میگوید. همچنین، شاعر از گریزان بودن از صورت آدمی و عدم تمایل به دیدن آیینه سخن میگوید که نشاندهندهی عمق احساسات و سردرگمی اوست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۴۹ - خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانو
خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانو
گهی با مه برابر می زند گه با فلک پهلو ۱
چنان از صورت آدم گریزانم که در معنی
نمی خواهم که باشد پیش رو آیینهٔ زانو ۲
ز بیم تیر مژگان ای دلا در زلف جا کردی
اگر مردی بیا و جای کن در گوشهٔ ابرو ۳
سعیدا گفتگوها داشت از موی میان او
بسی من گرد واگشتم ندارد آن کمر یک مو ۴
گهی با مه برابر می زند گه با فلک پهلو ۱
چنان از صورت آدم گریزانم که در معنی
نمی خواهم که باشد پیش رو آیینهٔ زانو ۲
ز بیم تیر مژگان ای دلا در زلف جا کردی
اگر مردی بیا و جای کن در گوشهٔ ابرو ۳
سعیدا گفتگوها داشت از موی میان او
بسی من گرد واگشتم ندارد آن کمر یک مو ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۸ - دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
گوهر بعدی:شماره ۵۵۰ - رحمتش با بی گناهان کی کند فردا نگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.