هوش مصنوعی:
این شعر از دیوانهوار عشق و بیخودی سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند باده، ساقی، لاله و صحرا، حالتی از مستی و از خود بیخود شدن را به تصویر میکشد. او از رهایی از خودی و رسیدن به بیخودی در عشق میسراید و تمایل به فراموشی خویشتن در برابر معشوق را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۶۶ - دارم ز باده چشم تمنای بیخودی
دارم ز باده چشم تمنای بیخودی
ساقی بیار ساغر و مینای بیخودی ۱
کشت جنون ز خون جگر آب می خورد
داغ دلست لالهٔ صحرای بیخودی ۲
در عین سجده دست دهد بیخودی اگر
مالم چها جبین به کف پای بیخودی ۳
در ساحل خودی دل زاهد فسرده شد
یارب حواله ساز به دریای بیخودی ۴
هر لحظه می روم ز خود اما نمی رود
یک ساعت از سرم سر سودای بیخودی ۵
بیرون بیا ز خانه و بنمای رو به خلق
بنشین و خوب ساز تماشای بیخودی ۶
دیوانه وار تا سر کوی خیال او
هر دم روم ز خویش به دعوای بیخودی ۷
می ها کشیده ایم سعیدا به یاد دوست
در لاله زار دامن صحرای بیخودی ۸
ساقی بیار ساغر و مینای بیخودی ۱
کشت جنون ز خون جگر آب می خورد
داغ دلست لالهٔ صحرای بیخودی ۲
در عین سجده دست دهد بیخودی اگر
مالم چها جبین به کف پای بیخودی ۳
در ساحل خودی دل زاهد فسرده شد
یارب حواله ساز به دریای بیخودی ۴
هر لحظه می روم ز خود اما نمی رود
یک ساعت از سرم سر سودای بیخودی ۵
بیرون بیا ز خانه و بنمای رو به خلق
بنشین و خوب ساز تماشای بیخودی ۶
دیوانه وار تا سر کوی خیال او
هر دم روم ز خویش به دعوای بیخودی ۷
می ها کشیده ایم سعیدا به یاد دوست
در لاله زار دامن صحرای بیخودی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۵ - وجودم را بر آتش زد لقای گرم موجودی
گوهر بعدی:شماره ۵۶۷ - دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.