خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دیوانگی و شور عشق سخن میگوید و خود را درگیر جنون و آشفتگی میداند. او عقل و تدبیر را در سرزمین دیوانگی بیاثر میداند و از زیباییهای این حالت شوریده دفاع میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و شوریدگی عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۷۴ - هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی
هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی
می زنم دست جنون را بر سر دیوانگی ۱
گر ز اوضاعم جنون پیداست عیب من مکن
سال ها شد حلقه کوبم بر در دیوانگی ۲
پارهٔ آشفتگی چون گل به دست آورده ام
تا کنم آن را نشان افسر دیوانگی ۳
در اقالیم جنون، تدبیر را باید گذاشت
نیست راهی عقل را در کشور دیوانگی ۴
بر خیالات سعیدا بنگرد از راه شوق
هر که می خواهد ببیند پیکر دیوانگی ۵
می زنم دست جنون را بر سر دیوانگی ۱
گر ز اوضاعم جنون پیداست عیب من مکن
سال ها شد حلقه کوبم بر در دیوانگی ۲
پارهٔ آشفتگی چون گل به دست آورده ام
تا کنم آن را نشان افسر دیوانگی ۳
در اقالیم جنون، تدبیر را باید گذاشت
نیست راهی عقل را در کشور دیوانگی ۴
بر خیالات سعیدا بنگرد از راه شوق
هر که می خواهد ببیند پیکر دیوانگی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۳ - تلخی کند به کام خضر آب زندگی
گوهر بعدی:شماره ۵۷۵ - ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.