هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و دوری از یار مینالد و از سرنوشت خود شکایت دارد. او از نصیحتهای ناصح و زاهد بیزار است و تنها پیر مغان را راهنمای خود میداند. شاعر به وحدت وجود اشاره میکند و بیان میکند که در این حالت، دو جهان را در نظر نمیآورد. همچنین، از درد فراق و غم هجران سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده در شعر نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارد.
شماره ۲۴ - نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
کزین درگاه می رانند دایم دربدر ما را ۱
ازین معنی چه دلشادم، قرین دولت افتادم
ازین معنی که شد همراه ماهی در سفر ما را ۲
برو، ناصح، مده پندم، که با کس نیست پیوندم
که جز پیر مغان نبود درین ره راهبر ما را ۳
برو، زاهد، مگو با ما حدیث توبه و تقوی
که اندر گوش جان ناید حدیث مختصر ما را ۴
بچشم وحدت مطلق ندیدم روی جانان را
درین حالت نمیآید دو عالم در نظر ما را ۵
ز بیم هجر مینالد جرسها دربیابانها
ز فریاد جرس معلوم گشتست اینقدر ما را ۶
دل قاسم پریشان شد، که یار از دیده پنهان شد
درین فرقت رسد هر روز داغی بر جگر ما را ۷
کزین درگاه می رانند دایم دربدر ما را ۱
ازین معنی چه دلشادم، قرین دولت افتادم
ازین معنی که شد همراه ماهی در سفر ما را ۲
برو، ناصح، مده پندم، که با کس نیست پیوندم
که جز پیر مغان نبود درین ره راهبر ما را ۳
برو، زاهد، مگو با ما حدیث توبه و تقوی
که اندر گوش جان ناید حدیث مختصر ما را ۴
بچشم وحدت مطلق ندیدم روی جانان را
درین حالت نمیآید دو عالم در نظر ما را ۵
ز بیم هجر مینالد جرسها دربیابانها
ز فریاد جرس معلوم گشتست اینقدر ما را ۶
دل قاسم پریشان شد، که یار از دیده پنهان شد
درین فرقت رسد هر روز داغی بر جگر ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - هر صبح دم پیغام خود گویم بزاری باد را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.