هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و مستی ناشی از آن سخن میگوید. او از نور تجلی، حیرت و دهشت عشق، و نقش آن در زندهکردن دلها یاد میکند. شاعر مخاطب را به گذر از ظواهر و تماشای حقیقت دعوت میکند و عشق را به عنوان نیروی جهانگیر و حیاتبخش توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'باده حمرا' و 'مستان خراب' ممکن است برای سنین پایین گمراهکننده باشد.
شماره ۶۱ - ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
زان باده حمرا که درو نور تجلاست ۱
مستان خرابیم، سراز پای ندانیم
این حیرت و دهشت همه از جودت صهباست ۲
خواهی لقب از خضر کن و خواه مسیحا
عشقست بهر حال که او محیی موتاست ۳
ای خواجه، اگر معرفتی نیست محالست
گر معرفتی هست، نصیب دل داناست ۴
تا کی بلب جوی ز حیرت زدگانی؟
از جوی گذر کن که درین سوی تماشاست ۵
از عشق جهانگیر، که عالم همه مستند
گر عشق و سلامت طلبی مایه سود است ۶
قاسم ز سر کوی تو هرگز نشود دور
چون نور تجلی ز جبین تو هویداست ۷
زان باده حمرا که درو نور تجلاست ۱
مستان خرابیم، سراز پای ندانیم
این حیرت و دهشت همه از جودت صهباست ۲
خواهی لقب از خضر کن و خواه مسیحا
عشقست بهر حال که او محیی موتاست ۳
ای خواجه، اگر معرفتی نیست محالست
گر معرفتی هست، نصیب دل داناست ۴
تا کی بلب جوی ز حیرت زدگانی؟
از جوی گذر کن که درین سوی تماشاست ۵
از عشق جهانگیر، که عالم همه مستند
گر عشق و سلامت طلبی مایه سود است ۶
قاسم ز سر کوی تو هرگز نشود دور
چون نور تجلی ز جبین تو هویداست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰ - ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - این همه موج بی کران ز چه خاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.