هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، به موضوعات عشق، وصال معشوق، فنا در محبت، و انتقاد از زاهد و واعظ میپردازد. شاعر عشق را بالاتر از عقل و منطق میداند و معتقد است که شادی و غم در دست یار است. همچنین، از مفاهیمی مانند دارالعیار و باغ ارم برای بیان مقصود خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارند.
شماره ۸۱ - مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
این کار اگر برآید، پس کار کار ماست ۱
ما در میان نار محبت بسوختیم
بعد از فنا مراد دل اندر کنار ماست ۲
هر بلبلی بگلشن ما راه کی برد؟
آن مرغ زار ماست که از مرغزار ماست ۳
شادی اگر بما نرسد یار حاکمست
با غم بسر بریم، که او یار غار ماست ۴
واعظ، برو، ز حرفک و چربک بدار دست
راه تو مظلم آمد و نور تو نار ماست ۵
زاهد، ز شرم شیوه ما آب گشته ای
باری بدان که شرم تو هم شرمسار ماست ۶
گر پر شود یمین و یسار جهان ز غم
ما را چه غم ز غم؟ که غمت غمگسار ماست ۷
منصور گفت که بر سر دار از صفای عشق :
این دار دار نیست که دارالعیار ماست ۸
باغ ارم، که مثل وی اندر جهان نبود
بی پرتو جمال تو دار البوار ماست ۹
گفتم که: کیست احمد؟ گفتا که: شاه جان
گفتم: بلیس؟ گفت که: او پرده دار ماست ۱۰
گفتم که عقل؟ گفت که: قاضی کن فکان
گفتم که عشق؟ گفت که: میر شکار ماست ۱۱
گفتم که: کیست قاسمی اندر طریق؟ گفت:
بی اختیار ماست، ولی اختیار ماست ۱۲
این کار اگر برآید، پس کار کار ماست ۱
ما در میان نار محبت بسوختیم
بعد از فنا مراد دل اندر کنار ماست ۲
هر بلبلی بگلشن ما راه کی برد؟
آن مرغ زار ماست که از مرغزار ماست ۳
شادی اگر بما نرسد یار حاکمست
با غم بسر بریم، که او یار غار ماست ۴
واعظ، برو، ز حرفک و چربک بدار دست
راه تو مظلم آمد و نور تو نار ماست ۵
زاهد، ز شرم شیوه ما آب گشته ای
باری بدان که شرم تو هم شرمسار ماست ۶
گر پر شود یمین و یسار جهان ز غم
ما را چه غم ز غم؟ که غمت غمگسار ماست ۷
منصور گفت که بر سر دار از صفای عشق :
این دار دار نیست که دارالعیار ماست ۸
باغ ارم، که مثل وی اندر جهان نبود
بی پرتو جمال تو دار البوار ماست ۹
گفتم که: کیست احمد؟ گفتا که: شاه جان
گفتم: بلیس؟ گفت که: او پرده دار ماست ۱۰
گفتم که عقل؟ گفت که: قاضی کن فکان
گفتم که عشق؟ گفت که: میر شکار ماست ۱۱
گفتم که: کیست قاسمی اندر طریق؟ گفت:
بی اختیار ماست، ولی اختیار ماست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.