هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند مستی معنوی، شناخت خود، رهایی از حسادت، وحدت با معشوق و حقایق وجودی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از فضائل ظاهری بگذرد و به شهود باطنی روی آورد. همچنین، اشارهای به پذیرش حقایق و رهایی از تعلقات دنیوی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مستی' نیاز به تفسیر دارد و ممکن است برای سنین پایین گمراهکننده باشد.
شماره ۹۲ - ای خواجه، درین کوی چه عیشست و چه بودست؟
ای خواجه، درین کوی چه عیشست و چه بودست؟
بخت تو بلندست و زیانها همه سودست ۱
ای خواجه، تو مستی و ندانم که چه مستی؟
مستی و ندانم که کلاهت که ربودست؟ ۲
این چیست که خود را نشناسی بحقیقت؟
غیرت بمیانست و علی رغم حسودست ۳
از دولت وصلت بشب و روز همه وقت
در مجلس ما زمزمه رود و سرودست ۴
ای فاضلکان، از در میخانه درآیید
از فضل مگویید، که هنگام شهودست ۵
این قصه بگویید بدزدان طریقت :
هنگامه مگیرید، که هنگام ربودست ۶
باید که بدانند خلایق بحقیقت
هر چیز که بینند، که بودست نبودست ۷
با صوفی جرار بگویید که: غم نیست
گر جامه سیاهست ولی خرقه کبودست ۸
آن یار چو پیداست، چه گوییم؟ چه جوییم؟
قاسم، چه زنی حلقه؟ که این در بگشودست؟ ۹
بخت تو بلندست و زیانها همه سودست ۱
ای خواجه، تو مستی و ندانم که چه مستی؟
مستی و ندانم که کلاهت که ربودست؟ ۲
این چیست که خود را نشناسی بحقیقت؟
غیرت بمیانست و علی رغم حسودست ۳
از دولت وصلت بشب و روز همه وقت
در مجلس ما زمزمه رود و سرودست ۴
ای فاضلکان، از در میخانه درآیید
از فضل مگویید، که هنگام شهودست ۵
این قصه بگویید بدزدان طریقت :
هنگامه مگیرید، که هنگام ربودست ۶
باید که بدانند خلایق بحقیقت
هر چیز که بینند، که بودست نبودست ۷
با صوفی جرار بگویید که: غم نیست
گر جامه سیاهست ولی خرقه کبودست ۸
آن یار چو پیداست، چه گوییم؟ چه جوییم؟
قاسم، چه زنی حلقه؟ که این در بگشودست؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - روی زمین لعل بدخشان شدست
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - بازم نمکی بر جگر ریش رسیدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.