هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد عشق و غم ناشی از آن است. شاعر از مستی و بی‌خودی در راه عشق سخن می‌گوید و بر اهمیت استفاده از فرصت‌های زندگی تأکید می‌کند. همچنین، او عشق را به عنوان حقیقتی جاودانه و برتر از همه مفاهیم دیگر توصیف می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۱۰۸ - غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست

غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست
بنام گفتمش: این غم ولی نه غم، نعمست ۱

زد رد درد تو مستیم و فاش میگوییم
که: پیش جرعه رندان چه جای جمست؟ ۲

رقم برندی ما زد قلم بروز ازل
چه جای زهد و ورع؟ چون رقم از آن قلمست ۳

بنقد فرصت امروز را مده از دست
که حال و قصه فردا هنوز در عدمست ۴

دو روزه مهلت ایام را غنیمت دان
بیاد دوست بسر بر، که وقت مغتنمست ۵

دگر ز حادث و محدث بوصف عشق مگوی
که عشق لمعه خورشید مشرق قدمست ۶

چو یک نفس نزند کز تو خون نمیگرید
بیا، بپرس ز قاسم، دمی، که در چه دمست؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - جگرم گرم و دل خسته ندیم ندمست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - تو ساقی جان بخشی و عالم همه جامست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.