هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی از رابطهی عمیق بین عاشق و معشوق سخن میگوید. شاعر از جدایی و پشیمانی، زیبایی معشوق، و اهمیت یاد دوست میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند ایمان، کفر، و روحانیت در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۵ - بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
بیا، بیا، که مرا با تو راز پنهانیست ۱
بحق آن نفسی کز تو زنده شد دل من
که هر دمی که زدم بی تو صید پشیمانیست ۲
بدور حسن تو ایمان بکفر نزدیکست
ز کفر زلف تو یک موی تا مسلمانیست ۳
بیاد دوست دلت گر نه مست و مسرورست
دلش مگوی، که دل نیست خیبر ثانیست ۴
میان گلشن وصلش ز شام تا سحر
نفیر بانگ «اناالحق » صفیر سبحانیست ۵
ز غایبان بگریز و بحاضران پیوند
که جان اهل سعادت بصفوت ارزانیست ۶
عجب مدار که قاسم سخن ز صورت گفت
میان جلوه صورت جمال روحانیست ۷
بیا، بیا، که مرا با تو راز پنهانیست ۱
بحق آن نفسی کز تو زنده شد دل من
که هر دمی که زدم بی تو صید پشیمانیست ۲
بدور حسن تو ایمان بکفر نزدیکست
ز کفر زلف تو یک موی تا مسلمانیست ۳
بیاد دوست دلت گر نه مست و مسرورست
دلش مگوی، که دل نیست خیبر ثانیست ۴
میان گلشن وصلش ز شام تا سحر
نفیر بانگ «اناالحق » صفیر سبحانیست ۵
ز غایبان بگریز و بحاضران پیوند
که جان اهل سعادت بصفوت ارزانیست ۶
عجب مدار که قاسم سخن ز صورت گفت
میان جلوه صورت جمال روحانیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - حلقه بر در مزن، که بارت نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.