هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیههای اخلاقی و عرفانی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به دنبال مال و دارایی دیگران نباشد، هوسهای بیجا نداشته باشد، و به فکر خود باشد. همچنین اشاره میکند که یاد یار (معشوق یا خدا) میتواند جایگزین نیازهای مادی شود. در پایان، شاعر از مستی و بیخبری از دنیا سخن میگوید و اینکه انسان وقتی به مرحلهای از معرفت برسد، دیگر نیازی به تعلقات دنیوی ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در این شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مستی و هوس ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای گروههای سنی پایینتر داشته باشد.
شماره ۱۷۶ - حلقه بر در مزن، که بارت نیست
حلقه بر در مزن، که بارت نیست
خانه کمتر طلب، که جارت نیست ۱
گفتمت ناروا مدار چنان
هوس دار و این دیارت نیست ۲
هرچه با یاد خویشتن باشی
فکر خود کن، که فکر یارت نیست ۳
نان خورش یاد یار می باشد
گر همه شام و گر نهارت نیست ۴
نوش بادت نصیحت مستان
باده می نوش، چون خمارت نیست ۵
آدمی چون ترا بدست آرد
اشتر مستی و مهارت نیست ۶
قاسمی شد مقیم خاک درت
بعد از این حاجت تجارت نیست ۷
خانه کمتر طلب، که جارت نیست ۱
گفتمت ناروا مدار چنان
هوس دار و این دیارت نیست ۲
هرچه با یاد خویشتن باشی
فکر خود کن، که فکر یارت نیست ۳
نان خورش یاد یار می باشد
گر همه شام و گر نهارت نیست ۴
نوش بادت نصیحت مستان
باده می نوش، چون خمارت نیست ۵
آدمی چون ترا بدست آرد
اشتر مستی و مهارت نیست ۶
قاسمی شد مقیم خاک درت
بعد از این حاجت تجارت نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - حلقه بر در مزن، که راهت نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.