هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم فراق یار و سختیهای راه عشق سخن میگوید. شاعر از نبودن یار و خطرهای راه شکایت دارد، اما در عین حال بر توکل و مردانگی تأکید میکند. او از بیچارگی و تنهایی در این دنیای کهن میگوید و دیگران را از عشقورزی برحذر میدارد. در پایان، شاعر به دوستش هشدار میدهد که تنها به کوی حبیبان نرود، چرا که در آنجا شور و شرّی نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «تیر قضا» و «بیچارگی» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۹۶ - از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
کان ماه مسافر بهمه کوی و دری نیست ۱
مردانه قدم نه، خطری نیست درین راه
بر یار توکل کن، اگر هم خطری نیست ۲
آخر ز خطرهای طریقت چه شماری؟
در نه قدم، ارزانکه ترا هم جگری نیست ۳
در کوچه ما راست رو، ای دوست که آنجا
بالا شجری، دل حجری، لب شکری نیست ۴
زین بیش مگویید که: این عشق مورزید
ای ساده دلان، تیر قضا را سپری نیست ۵
بیچاره بماندیم درین دیر کهن سال
بیچاره شدن حیف، که چون چاره بری نیست ۶
تنها تو مرو، قاسم، در کوی حبیبان
چون در غلبه قاعده شور و شری نیست ۷
کان ماه مسافر بهمه کوی و دری نیست ۱
مردانه قدم نه، خطری نیست درین راه
بر یار توکل کن، اگر هم خطری نیست ۲
آخر ز خطرهای طریقت چه شماری؟
در نه قدم، ارزانکه ترا هم جگری نیست ۳
در کوچه ما راست رو، ای دوست که آنجا
بالا شجری، دل حجری، لب شکری نیست ۴
زین بیش مگویید که: این عشق مورزید
ای ساده دلان، تیر قضا را سپری نیست ۵
بیچاره بماندیم درین دیر کهن سال
بیچاره شدن حیف، که چون چاره بری نیست ۶
تنها تو مرو، قاسم، در کوی حبیبان
چون در غلبه قاعده شور و شری نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.