هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق الهی، جستجوی معنوی، و ناامیدی از یافتن راهنما در جهان مادی می‌پردازد. شاعر از بی‌کسانی در راه عشق شکایت می‌کند و اشاره می‌کند که اسرار الهی را نباید فاش کرد. همچنین، تأکید می‌شود که اگر کسی در راه خدا راسترو باشد، خطری متوجه او نیست.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شماره ۱۹۷ - در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست

در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست
کز آتش عشق تو در آن سر شرری نیست ۱

ذرات جهان آینه سر الهند
در کوچه ما عاشق صاحب نظری نیست ۲

در مجلس زهاد خبر جستم از آن یار
گفتند: خبر اینست که: ما را خبری نیست ۳

در وادی تاریک جهان مرد بزاری
آن را که دلیلش رخ همچون قمری نیست ۴

جایی نتوان یافت، که از عکس جمالش
بالا شجری، دل حجری، لب شکری نیست ۵

اسرار خدا فاش مکن، تا که نگویند:
در روی زمین هیچ کس از وی بتری نیست ۶

گویند که: این راه درازست و خطرناک
گر راست روی راه خدا را،خطری نیست ۷

گر بار درین کوچه طلب کرد مقلد
بارش کن از آن بار، که کمتر ز خری نیست ۸

در دست دوای دل بیچاره قاسم
جز درد درین راه دگر چاره بری نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - ز بحر عشق تو هر قطره ای چو دریاییست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.