هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و رنجهای آن میپردازد. شاعر از تلاش برای کاشت تخم نیکو در جهان سخن میگوید و اشاره میکند که عشق با تمام درد و غمش، ارزشمند است. او از تسلیم شدن در برابر عشق، از دست دادن جان برای عشق، و تأثیر عمیق آن بر زندگی انسان صحبت میکند. در نهایت، یار در مجلس قصهای رمزی میگوید که دلها را متحول میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و از دست دادن جان نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۲۰۲ - باغبانا، بجهان تخم نکو باید کاشت
باغبانا، بجهان تخم نکو باید کاشت
هم از آن جنس که میکاری بر باید داشت ۱
در ره درد و غمش خوار صفت می گردیم
دید و دانست ولی قصه ما سهل انگاشت ۲
همه در گوشه هجران متواری بودیم
شوق عشاق رسید و علم عشق افراشت ۳
عشق در منزل ما خیمه سلطانی زد
این چنین کار عظیمست، بآسان پنداشت ۴
جرعه می داد بمستان حقیقت، رندی
عاقبت دل ز سر جان گرامی برداشت ۵
ترک جان گفت و همه قصه سربازی کرد
هرکه اوباده سودای تواندر سر داشت ۶
یار در مجلس ما قصه برمزی میگفت
قاسمی شیوه او دید دل از دست گذاشت ۷
هم از آن جنس که میکاری بر باید داشت ۱
در ره درد و غمش خوار صفت می گردیم
دید و دانست ولی قصه ما سهل انگاشت ۲
همه در گوشه هجران متواری بودیم
شوق عشاق رسید و علم عشق افراشت ۳
عشق در منزل ما خیمه سلطانی زد
این چنین کار عظیمست، بآسان پنداشت ۴
جرعه می داد بمستان حقیقت، رندی
عاقبت دل ز سر جان گرامی برداشت ۵
ترک جان گفت و همه قصه سربازی کرد
هرکه اوباده سودای تواندر سر داشت ۶
یار در مجلس ما قصه برمزی میگفت
قاسمی شیوه او دید دل از دست گذاشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - مرا با روی تو پیوسته روییست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.