هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و دوری معشوق مینالد. او از گذر معشوق از کوچهی محلهاش، سوگواری خود، و تأثیر عمیق این جدایی بر روح و روانش سخن میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر جادویی نگاهش اشاره میکند و از بوی سر زلف او یاد میکند که حتی باد صبا آن را با خود آورده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۰۳ - باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت
باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت
سوک ما سورشد امروز کزین سو بگذشت ۱
برگذشت ازمن بیدل جگرم خون شد و باز
قطره ام قطره بچشم آمد و از رو بگذشت ۲
دیر شد منتظران را، که ببینند آن روی
دیر دیر آمد و از کوچه ما زو بگذشت ۳
صوفی ما همه شهر بپهلو گردید
مگرش یار گران مایه ز پهلو بگذشت ۴
همه در چهره زیبای تو ظاهر دیدم
هر چه در خاطر از اندیشه نیکو بگذشت ۵
ساحران در عجب افتند، اگر شرح دهم
آن چه بر جانم از آن غمزه جادو بگذشت ۶
در سحر بوی سر زلف تو آورد صبا
قاسمی بوی تو بشنید، بر آن بو بگذشت ۷
سوک ما سورشد امروز کزین سو بگذشت ۱
برگذشت ازمن بیدل جگرم خون شد و باز
قطره ام قطره بچشم آمد و از رو بگذشت ۲
دیر شد منتظران را، که ببینند آن روی
دیر دیر آمد و از کوچه ما زو بگذشت ۳
صوفی ما همه شهر بپهلو گردید
مگرش یار گران مایه ز پهلو بگذشت ۴
همه در چهره زیبای تو ظاهر دیدم
هر چه در خاطر از اندیشه نیکو بگذشت ۵
ساحران در عجب افتند، اگر شرح دهم
آن چه بر جانم از آن غمزه جادو بگذشت ۶
در سحر بوی سر زلف تو آورد صبا
قاسمی بوی تو بشنید، بر آن بو بگذشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - باغبانا، بجهان تخم نکو باید کاشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - در شرح آن جمال بیانها ز حد گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.