هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به ستایش عشق و وصال معشوق پرداخته و از رنجهای هجران و مسیر طولانی رسیدن به مراد سخن میگوید. او از لطف و زیبایی معشوق و تأثیر دلنشین هوای وصال او یاد میکند و در نهایت، با اشاره به ناپایداری دنیا، بر ارزش گنجهای معنوی در میان خرابههای ظاهری تأکید میورزد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناپایداری دنیا یا عمق احساسات عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۲۸ - هزار شکر که سلطان عشق جان را داد
هزار شکر که سلطان عشق جان را داد
هزار مجد و معالی، هزار حسن و رشاد ۱
به پیش وصل تو از هجر دادها کردم
هزار شکر که سلطان وصل دادم داد ۲
هوای وصل تو جانبخش و دلنواز آمد
که باشد آنکه نباشد به مهر رویت شاد؟ ۳
هزار سال من این ره به سر بپیمودم
که تا رسید مرا سر بر آستان مراد ۴
بحسن ولطف وامانی دهر غره مشو
که خانه ایست منقش، ولیک بی بنیاد ۵
مورز وصف تانی وکاوکاوی کن
که گنجهاست درین عرصه خراب آباد ۶
بداد قاسم بیچاره جان شیرین را
بآرزوی وصال تو، هر چه باداباد! ۷
هزار مجد و معالی، هزار حسن و رشاد ۱
به پیش وصل تو از هجر دادها کردم
هزار شکر که سلطان وصل دادم داد ۲
هوای وصل تو جانبخش و دلنواز آمد
که باشد آنکه نباشد به مهر رویت شاد؟ ۳
هزار سال من این ره به سر بپیمودم
که تا رسید مرا سر بر آستان مراد ۴
بحسن ولطف وامانی دهر غره مشو
که خانه ایست منقش، ولیک بی بنیاد ۵
مورز وصف تانی وکاوکاوی کن
که گنجهاست درین عرصه خراب آباد ۶
بداد قاسم بیچاره جان شیرین را
بآرزوی وصال تو، هر چه باداباد! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - بنده پیر مغانیم، که جاویدان باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.