هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از حافظ، به ستایش پیر مغان (مرشد معنوی) و شراب عرفانی میپردازد. شاعر آرزو میکند که پیر مغان جاودانه بماند و راهنمای عاشقان باشد. او از تأثیر صحبت پیر و شراب عرفانی در مستی جان سخن میگوید و عشق را به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت میستاید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعاری مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و فلسفه عرفانی دارد.
شماره ۲۲۹ - بنده پیر مغانیم، که جاویدان باد
بنده پیر مغانیم، که جاویدان باد
جاودان باد و سرش سبز و لبش خندان باد ۱
غرض از پیرمغان مرشد را هست،ای دل
تا ابد دیر مغان سجده گه مستان باد ۲
ساقیا،باده بیاور،که شراب تو مدام
همچو الطاف توبی غایت و بی پایان باد ۳
هر دلی را که بعشاق نیازی باشد
تا ابد راهبرش مشعله عرفان باد ۴
این همه مستی جان از اثر صحبت اوست
جان اوقدس ودلش جنت جاویدان باد ۵
سر بپیچد ز عشاق،که بی سامانند
دایما واعظ ما بی سر و بی سامان باد ۶
قاسم از دولت دیدار تو جانی نو یافت
جان من، جان و دلم جان ترا قربان باد ۷
جاودان باد و سرش سبز و لبش خندان باد ۱
غرض از پیرمغان مرشد را هست،ای دل
تا ابد دیر مغان سجده گه مستان باد ۲
ساقیا،باده بیاور،که شراب تو مدام
همچو الطاف توبی غایت و بی پایان باد ۳
هر دلی را که بعشاق نیازی باشد
تا ابد راهبرش مشعله عرفان باد ۴
این همه مستی جان از اثر صحبت اوست
جان اوقدس ودلش جنت جاویدان باد ۵
سر بپیچد ز عشاق،که بی سامانند
دایما واعظ ما بی سر و بی سامان باد ۶
قاسم از دولت دیدار تو جانی نو یافت
جان من، جان و دلم جان ترا قربان باد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۸ - هزار شکر که سلطان عشق جان را داد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۰ - حدم آن کس زند که بادم داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.